حمش

لغت نامه دهخدا

حمش. [ ح َ ] ( ع ص ) باریک. || مرد باریک ساق. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || باریک خلقت. || ساق باریک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج، حِماش. || ( مص ) بخشم آوردن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || خشم کردن. ( اقرب الموارد ). || فراهم آوردن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). جمع کردن. ( اقرب الموارد ). || راندن بخشم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || تهییج کردن. ( اقرب الموارد ). || باریک ساق گردیدن. ( منتهی الارب ).
حمش.[ ح َ م َ ] ( ع مص ) باریک ساق گردیدن. ( منتهی الارب ).
حمش. [ح َ م ِ ] ( ع ص ) باریک ساق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

باریک ساق

جمله سازی با حمش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در همین دوران وضعیت خراسان به شکلی بود که از یورش ازبکان و چپاول‌های آنها، اسارت دهقانان و از همه مهم‌تر این بود که، همین‌قدر که مالیه به شاهرخ می‌رسید، مجبور بود بیشتر آن را به امرای اطراف بدهد تا از تاخت ایشان در امان باشد. قبل از حمله آقا محمدشاه، در مناطق دیگر خراسان؛ خان‌ها هر یک حکومتی تقریباً مستقل داشتند. عباسقلی خان رئیس ایل بیات در نیشابور، میرحسین خان طبسی در طبس در جنوب خراسان، میرعلی خان در قاین و ترشیز، اسحاق خان قرایی در تربت حیدریه، الهیارخان خلج از خاندان قلیچی در سبزوار، کردها زعفرانلو در خبوشان، امیرگونه‌خان و حمش خان کرد در چناران و اعراب میش‌مست مستقل از شاهرخ حکومت می‌کردند.

💡 حاکمان خراسان که ظاهراً از نادرمیرزا فرزند شاهرخ، فرمان می‌بردند یکی پس از دیگری وارد اردوی شاه قاجار شدند. همگی آنان با نیت‌ها و روشهای گوناگون به پیشواز آمدند. عباسقلی خان رئیس ایل بیات حاکم نیشابور، الهیارخان خلج حاکم سبزوار، حمش خان و امیرگونه خان حاکمان چناران، خان‌های ترشیز و قاین و میرحسین خان از اهل بنی شیبان که پیش از آن با فتحعلی‌خان قاجار دوستی و اینک حاکم طبس بودند، به پیشواز آمدند.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز