بوارق

لغت نامه دهخدا

بوارق. [ ب َ رِ ] ( ع اِ ) ج ِ بارقة. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). جمع بارقه که بمعنی چیز روشن و بمعنی درخشندگی و روشنی باشد. مشتق از بروق که بمعنی درخشیدن است. ( غیاث ) ( آنندراج ): وشایم بوارق لطایف او از اظلال نیل آمال محروم نگردد. ( تاریخ بیهق ص 1 ). این رساله... که لمعه ای است از بوارق بیان و حدائق بنان او ایراد کرده میشود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 234 چ اول ). هذه الاشراقات و البوارق و اللوایح. ( حکمت اشراق ص 254 ). || شمشیرها. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ): به عواعق بوارق صفاع و لوامع شوارع ارماح او را در کوره ومار و تنور بوار می سوزانید. ( ترجمه تاریخ یمینی ). رجوع به بارقه شود.

فرهنگ عمید

= بارقه

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع بارق و بارقه درخشها رخشندهها.

جمله سازی با بوارق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنكه فرموده (لو كشف الغطا ما ازددت يقينا) بيان تمام حقيقت آن در رسيدن به يقين نيست؛كه تبيين بارقه اى از بوارق قرآن كريم است.

💡 ۶. سلطان العلماء سید محمد بن سید دلدار علی (م ۱۲۸۴ه‍.ق). الامامة (عربی) در رد باب هفتم و بوارق موبقه (فارسی) در رد باب هفتم تحفه اثناعشریه.

طلعت پاشا یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز