لغت نامه دهخدا
( آماده کردن ) آماده کردن. [ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اِعداد. احتشاد. برساختن. ساختن. مهیا کردن. اشراط. تیار، راست، بسامان کردن. پرداختن. ساختن و پرداختن. آمادن.
( آماده کردن ) آماده کردن. [ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اِعداد. احتشاد. برساختن. ساختن. مهیا کردن. اشراط. تیار، راست، بسامان کردن. پرداختن. ساختن و پرداختن. آمادن.
( آماده کردن ) ( مصدر ) حاضر کردن مهیاکردن آمادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۲_ اماده کردن دانه بندی خاک رس ۳_ پخت خاک رس: در این مرحله به منظور فعال شدن کانیهای رسی درون خاک و خروج آب درون ملکولی و برون ملکولی آن خاک رس مورد پخت قرار میگیرد. ۴_ افزودن اب ومواد شیمیایی به منظور بهبود خواص کانیشناسی خاک رس: پس از این که خاک رس مورد نیاز مرحلهٔ دانه بندی و پخت را طی کرد نوبت به افزودن اب و مواد شیمیایی لازم به منظور ساخت خمیر سرباره میرسد. به منظور بهبود شرایط کانیشناسی خاک و فعال ساختن کانیهای رسی و نیز افزایش چسبندگی دانههای خاک در این مرحله به همراه اب سرباره ذوب اهن و سود سوز اور به خاک رس اضافه میشود. ۵_ عملیات ترکیب کردن و افزودن سنگ دانههای مورد نیاز۶_ قالب زنی ۷_ هواگیریخواص فیزیکی و شیمیایی اجر سرباره۱_ مقاومت فشاری بالا۲_ درصد جذب اب پایین۳_ مقاومتدر برابر یخزدگی۴_ عدم وجود تحدب و تعقر در سطوح خارجی۵_ پایین بودن درصد مواد محلول میباشد.