فرهنگ معین
( ~. زَ ) (حامص. ) ۱ - در قالب آوردن چیزی را. ۲ - دروغ گویی، جعل. ۳ - مهر کردن پارچه.
( ~. زَ ) (حامص. ) ۱ - در قالب آوردن چیزی را. ۲ - دروغ گویی، جعل. ۳ - مهر کردن پارچه.
۱ - در قالب آوردن چیزی را ۲ - دروغ گویی جعل ۳ - مهر کردن پارچه و آن بدین ترتیب است که استاد کار پس از نشستن در جای خود ابتدا یکی از پارچه های مازو شده را - که کنار دستش قرار دارد - بر می دارد و روی پیشخوان پهن می کند و از روی نقشه ای که جلو وی پهن است و عبارتست از تصویر پرده یا رومیزی یا چیزی دیگر که باید قلمکار بسازد قالب مخصوص آن نقش را بر می دارد و سطح کنده شده آن را در کاسه ای رنگی - که کنار دستش گذاشته - فرو می برد و بعد روی پارچه ای که بر پیشخوان پهن کرده می گذارد و با دست بپشت قالب فشار می آورد تا نقش روی قالب عینا روی پارچه منعکس شود.
در قالب آوردن چیزی را.
دروغ گویی، جعل.
مهر کردن پارچه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این مهرهای ایجاد شده با استفاده صحیح میتوانند تا چندین ده هزار بار استفاده شوند. با این مهرها میتوان با تزریق یا قالب زنی با مواد مختلف قطعات میکرومتری را با هزینه مناسب تولید کرد.