اسباهان

لغت نامه دهخدا

اسباهان. [ اِ ] ( اِخ ) یاقوت در ذیل «اصبهان » گوید: و قال حمزةبن الحسن، اصبهان اسم مشتق من الجندیة و ذلک ان لفظ اصبهان اذا ردّ الی اسمه بالفارسیة کان اسباهان و هی جمع اسباه و اسباه اسم للجند و الکلب و انما لزمهما هذان الاسمان و اشترکا فیهما لان افعالهما لفقت لاسمائهما فالکلب یسمی فی لغة سک و فی لغة اسباه و تخفف فیقال اسبه فعلی هذا جمعوا هذین الاسمین و سموا بهما بلدین کانا معدن الجند الاساورة فقالوا لاصبهان اسباهان و لسجستان سکان و سکستان.

جمله سازی با اسباهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهر اصفهان از روزگاران کهن تا کنون به نامهای: آپادانا، آصف‌هان، اسباهان، اسبهان، اسپاتنا، اسپادنا، اسپاهان، آسپا، آسپدان، اسپدانه، اسپهان، اسفاهان، اسفهان، اصباهان، اصبهان، اصپدانه، اصفاهان، اصفهان، اصفهانک، انزان، بسفاهان، جی، دارالیهودی، رشورجی، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابیان، گابیه، گبی، نصف جهان و یهودیه سرشناس بوده‌است.

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
حقه یعنی چه؟
حقه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز