اسباه

لغت نامه دهخدا

اسباه. [ اِ ] ( اِ ) سپاه. لشکر. ( سروری ). لشکر انبوه و سپاه. ( برهان ):
جوق جوق اسباه تصویرات ما
سوی چشمه دل شتابان از ظما.مولوی.اگر دلیل وجود این صورت این بیت است،کافی نیست، چه اسپاه نیز میتوان خواند با باء فارسی. || سگ. ( برهان ) ( سروری ). کلب. ( برهان ). اسبه ( مخفف آن است ). رجوع به اسباهان شود.

فرهنگ فارسی

سپاه لشکر

جمله سازی با اسباه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «اصفهان یا اسپهان از کلیه اسباه است که به معنی سپاه و اسب می‌باشد.»

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز