ازام
لغت نامه دهخدا
( ازآم ) ازآم. [ اِزْ ] ( ع مص ) بکراهت بر کاری داشتن. بناخوش بر کاری داشتن کسی را: اَزْاءَمَه ُ علی الامر. ( منتهی الارب ). || فشردن آنچه در جراحت بود تا آنکه بچسبد پوست آن و خشک گردد خون بر آن. || دارو کردن تا به شود. ( منتهی الارب ).
ازام. [ اَ ] ( ع ص ) سال قحطناک. ( منتهی الارب ).
ازام. [ اُ ] ( ع ص ) لازم گیرنده چیزی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
لازمه گیرنده چیزی
( از آم ) بکراهت بر کاری داشتن
جمله سازی با ازام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تخته فیبر نیمه سنگین فارغ از خصوصیات و ویژگیهای آن (امدیاف معمولی یا خاص) در صنعت به صورتهای خام یا روکش شدهاستفاده میشود. موارد کاربرد امدیاف به صورت خام اندک بوده و معمولاً در بازار نهایی مصرف کالای ساخته شده از تخته فیبر نیمهسنگین، ازامدیاف روکششده یا رنگشدهاستفاده شدهاست. روشهای استفاده از تخته فیبر نیمهسنگین بهطور خلاصه در ذیل آمدهاست:
💡 ابتدا دو نفر در طرفین کناره دمام نشسته، توسط چوب حزام، بندهای رد شده را یکی پس از دیگری از ابتدا شروع به کشیدن میکنند. این مرحله را کشیدن و یاً تیتTEYT کردن "،" سنات کردنSENAT "، یا "سمت" کردن گویند. حزام کردن که گاهی ازام نیز گفته میشود، هنگامی است که بند را به دور دمام به روشی خاص میبندند. برای این کار انتهای بند را با قسمت قبل که از زیر چمبره گذشته گره میزنند. سپس دو به دو بندها را که به شکل ۷یا ۸ میباشد به هم نزدیک میکنند. این کار به منظور هر چه سفتتر شدن (تیت کردن) بندها است که در نهایت خود به کشیده شدن بیشتر پوست و زیرتر شدن صدای دمام میانجامد.