لغت نامه دهخدا
ادعا کردن. [ اِدْ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دعوی کردن. مدعی بودن. مزیتی برای خود قائل بودن. رجوع به ادعاء شود. || مطالبه کردن.
ادعا کردن. [ اِدْ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دعوی کردن. مدعی بودن. مزیتی برای خود قائل بودن. رجوع به ادعاء شود. || مطالبه کردن.
۱ - ( مصدر ) دعوی کردن مدعی بودن مزی تی برای خود قایل بودن. ۲ - ( مصدر ) مطالبه کردن در خواس کردن. ۳ - طلب حریف کردن. در کشتی باستانی هر وقت ورزشکاری ورزشکار دیگر را برای مسابقه دعوت کند میگوید: ( ادعا کرده است. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا شش ماه بعد استارک از زره خود برای ایجاد صلحی جهانی در تلاش است. تونی با برگزاری نمایشگاه استارک در فلاشینگ مدوز، سعی دارد تا میراث پدرش هاوارد را زنده نگه دارد. سناتور سترن در تلاش است تا با محکوم کردن استارک در دادگاه، زره را از او بگیرد. استارک با ادعا کردن دور بودن دیگر کشورها و شرکتها از این تکنولوژی و متعلق بودن آن به داراییهای شخصی خود، از تسلیم کردن آن به دولت خودداری میکند.