لغت نامه دهخدا
ابوحی. [ اَ ح َی ی ] ( اِخ ) مؤذن. او از نوبان و از او یزیدبن شریح روایت کند.
ابوحی. [ اَ ح َی ی ] ( اِخ ) مؤذن. او از نوبان و از او یزیدبن شریح روایت کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلکه او معتقد است با توجه به ویژگیهای پیامبر اسلام، بیم او هرگز نمیتواند مربوط به مسئله شخصی باشد، بلکه مربوط به دین خداست. اما ابوحیان اندلسی از اندیشمندان سنی مذهب، معتقد است خداوند با وعده «و الله یعصمک من الناس» از پیامبر اسلام خواستهاست که نسبت به ابلاغ این خبر بیاهمیت نباشد.
💡 بنابراین از نظر او نیز خداوند کفار را به سوی آرزوهایشان هرگز هدایت نمیکند. منظور از هدایت در این آیه به عقیده میبدی از مفسران اهل سنت، هدایت به رشد و علم صحیح است که خداوند کافران را تا وقتی که در کفر بهسر میبرند؛ به این امور هدایت و راهنمایی نخواهد کرد. ابوحیان اندلسی در تفسیر البحر المحیط اقوال مختلفی را درباره عبارت آخر آیه آوردهاست.