مستعبد

لغت نامه دهخدا

مستعبد. [ م ُ ت َ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استعباد. به بندگی گیرنده. ( اقرب الموارد ). رجوع به استعباد شود.
مستعبد. [ م ُ ت َ ب َ ]( ع ص ) نعت مفعولی از استعباد. به بندگی گرفته شده. ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) عبادتگاه: سلطان یک خانه از برای مستعبد خویش ترتیب فرمود. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 421 ). و رجوع به استعباد شود.

فرهنگ فارسی

به بندگی گرفته شده

جمله سازی با مستعبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 3 / 4 - فمن بين مستعبد مقهور و بين مستضعف على معيشته مغلوب، يتقلبون فى الملكبارائهم، و يستشعرون الخزى باهوائهم، اقتداء بالا شرار و جزاة على الجبار

💡 3 اسناد انبات به زمين كه مبداء قابلى است نه مصدر فاعلى از گروهى كه در حصنتوحيد ناب نبوده و نيستند مستعبد نيست، ولى مصصّح چنين اسنادى همانا اسناد اخراج بهخداوندى است كه روياننده واقعى است:

💡 ظن راجع به كيفيت ملاقات، نه اصل بقاء، گرچه مستلزم محذوف بودن برخى كلمات است،از رو رمّانى آن را مستعبد شمرده، ولى شخى طوسى رحمة الله عليه به ملاحت اين وجهنظر داده و آن را منكر ندانسته است (428). تعدد معناى ظنّ در قرآن كريم و همچنيناستقرار سيره انبيا، اوليا و صحابه بر استعانت از نماز و سايرمسائل وابسته به آن در بحث روايى ارائه خواهد شد.

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز