لغت نامه دهخدا
سوراخ دار. ( نف مرکب ) رخنه دار و دارای منفذ و ثقبه. هر چیز که دارای ثقبه های بسیار بود و هر چیز کرم خورده. ( ناظم الاطباء ).
سوراخ دار. ( نف مرکب ) رخنه دار و دارای منفذ و ثقبه. هر چیز که دارای ثقبه های بسیار بود و هر چیز کرم خورده. ( ناظم الاطباء ).
رخنه دار و دارای منفذو ثقبه و هر چیز که دارای ثقبه های بسیار بود و هر چیز کرم خورده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در صورتیکه خاک زمین اطراف میل از نظر رطوبت و هدایت مساعد و مناسب بهتر است از لولههای سوراخ دار استفاده شود و سالی یک یا چند بار با محلول رقیق سودا (جوش شیرین) پر شود.
💡 اگرچه این کاربردها به عنوان یک کاربرد تجاری به حساب میآیند اما در حد بسیار وسیعی فوتونیک کریستالهای دوبعدی به شکل فیبرهای فوتونیک کریستالی کاربرد تجاری پیدا کردهاند. این فیبرها به فیبرهای سوراخ دار نیز معروف هستند. چون در واقع هواست که در بین آنها جریان دارد. فیبرهای فوتونیک کریستالی برای اولین بار توسط فیلیپ راشل در ۱۹۹۸ ساخته شدند. این فیبرها مزیتهای زیادی نسبت به فیبرهای اپتیکی دارند.
💡 پنجرههای ثابت و کرکرهای که بر روی صفحات چوبی سوراخ دار قرار دارند باعث ورود هوا به داخل ساختمان و تنظیم آن میشود.
💡 از دیگر زیورهای باقیمانده دوره هخامنشی، دکمههای مدور منقش به صورت و سر جانوران با نقش جانوران از جمله سر شیر است. سنجاق سینه زرین به شکل جانوران و گلها و همچنین قطعات زرین سوراخ دار و حلقهای شکل به لبهٔ لباس دوخته میشد از جمله زینتهای زیبای پارسیان بودهاست که نشانگر ذوق سرشار این قوم بودهاست.
💡 استفاده از صفحات سوراخ دار بروی محور پیچ حلزون امکان تقسیم یک دورگردش محور پیچ را به جزییات بیشتر فراهم کردهاست.