رامج

لغت نامه دهخدا

رامج. [ م ِ ] ( ع اِ ) مرغی که بدام بندند تا بدان مرغان شکاری را شکار کنند. ( منتهی الارب ). رامق. معرب رامگ. ملواح. ( یادداشت مؤلف ). پای دام. پادام. خرخشه. خردهه. خرخسه. رجوع به پادام و پایدام در همین لغت نامه و نیز به المعرب جوالیقی ص 162 شود. || جغد است که پای آنرا بندند تا باز را شکارکنند. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

مرغی که بدام بندند تا بدان مرغان شکاری را شکار کنند. پای دام.

جمله سازی با رامج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زعفرانیه، روستایی از توابع بخش رامجین شهرستان چهارباغ در استان البرز ایران است.

💡 این روستا در دهستان رامجین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱،۹۹۹ نفر (۶۳۳ خانوار) بوده‌است.

💡 بخش رامجین یکی از بخش‌های شهرستان چهارباغ در استان البرز ایران است.

💡 دهستان رامجین دهستانی در بخش رامجین شهرستان ساوجبلاغ، استان البرز در ایران است.

💡 دهستان اغلان‌تپه دهستانی در بخش رامجین شهرستان چهارباغ، استان البرز در ایران است.

💡 رامجین، مرکز بخش رامجین و روستایی از توابع بخش رامجین شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز ایران است.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز