لغت نامه دهخدا
( ذهبة ) ذهبة. [ ذَ هََب َ ] ( ع اِ ) ذَهب. زر. || یکی زر. || قطعه زر. پاره زر. قراضه زر. شکاله زر.
ذهبة. [ ذِ هََ ب َ] ( ع اِ ) باران ریزه یا باران بسیار. ( منتهی الارب ).باران که زمین خراب کند. ( مهذب الاسماء ). ج، ذهاب.
( ذهبة ) ذهبة. [ ذَ هََب َ ] ( ع اِ ) ذَهب. زر. || یکی زر. || قطعه زر. پاره زر. قراضه زر. شکاله زر.
ذهبة. [ ذِ هََ ب َ] ( ع اِ ) باران ریزه یا باران بسیار. ( منتهی الارب ).باران که زمین خراب کند. ( مهذب الاسماء ). ج، ذهاب.
باران ریزه یا باران بسیار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و اگر (هاى ) تصغير در آخرش آورده اند براى اين است كهعسل غالبا مونث استعمال مى شود، بعضى هم گفته اند براى اين است كه هاء نامبرده بريك قطعه از عسل دلالت كند همچنانكه وقتى مى خواهند يك تكه طلا را نام ببرند مىگويند: ذهبه، اين بود گفتار صاحب صحاح.