شکاله

لغت نامه دهخدا

شکاله. [ ش ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) خارپشت. ( ناظم الاطباء ). || ریزه. ریزه زر. ( یادداشت مؤلف ):
چون بوزد خوش نسیم شاخک بادام
سیم نثارت کند درست شکاله.ناصرخسرو.- شکاله زر؛ ریزه زر. ( ناظم الاطباء ): ذهبة؛ قراضه و شکاله زر. ( از منتهی الارب ).

جمله سازی با شکاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حد شکاله (به عربی: حد الشکالة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان غلیزان واقع شده‌است.

شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز