دژگاه
مترادفها
قلعه، دژ، حصار
لغت نامه دهخدا
دژگاه. [ دُ ] ( ص مرکب ) دژآگاه است در تمام معانی. ( از شرفنامه منیری ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به دژآگاه شود.
جمله سازی با دژگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این روستا در دهستان دژگاه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۱۶ نفر (۵۸خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان دژگاه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۹۳ نفر (۷۶خانوار) بودهاست.
💡 دهستان دژگاه براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۲۳۲ نفر (۶۵۷ خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان دژگاه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۹۲ نفر (۱۶۴خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان دژگاه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۵۱۰ نفر (۱۲۰ خانوار) بودهاست.
💡 استراتژی نظامی جدید در منطقه دژگاه باعث شد تا نیروهای حافظ صلح بتوانند با دقت بیشتری از مرزهای حساس و مناطق استراتژیک در برابر تهدیدات محافظت کنند.
💡 با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص دژگاه، بسیاری از کارشناسان معتقدند که این منطقه میتواند به عنوان یک مرکز تجاری و لجستیکی مهم در آینده مورد استفاده قرار گیرد.
💡 ساکنان محلی در اطراف دژگاه همیشه با افتخار از تاریخچه کهن و ساختارهای دفاعی قدیمی که در این ناحیه یافت میشود، برای مهمانان خود تعریف میکنند.