دوش بر دوش
مترادفها
شانه به شانه
لغت نامه دهخدا
دوش بر دوش. [ ب َ ] ( ص مرکب ) دوشادوش. دوش بدوش. شانه بشانه. برابر هم. || صف درصف:
هزار سوزن الماس بر دل است مرا
از این حریرقبایان که دوش بردوشند.بابافغانی شیرازی.رجوع به دوش بدوش شود. || معاشر. ندیم. جلیس. هم صحبت:
نداند دوش بردوش رقیبان
که تنهامانده چون خفت از غمش دوش.سعدی.
فرهنگ فارسی
دوشا دوش. برابر هم.
جمله سازی با دوش بر دوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دوش بر دوش قضا دست در آغوش قدر آمد از پرده برون پردگی صنع خدای
💡 بپایش خاستم گه دست بر دست به پیشش گه نشستم دوش بر دوش
💡 دوش بر دوش فلک میزنم امروز که دوش مستم از کوی خرابات به دوش آوردند
💡 نداند دوش بر دوش حریفان که تنها مانده چون خفت از غمش دوش
💡 نوبهار آمد خرامان دوش بر دوش نشاط داد گلبن را بکف جامی ز سر جوش نشاط
💡 دهانش بر دهان و نوش بر نوش میانش بر میان و دوش بر دوش
💡 ملتها باید دوش بر دوش یکدیگر در برابر چالشهای بزرگ جهانی مانند تغییرات اقلیمی و بیماریهای جدید ایستادگی کنند تا پیروز شوند.
💡 کارگران و مهندسان دوش بر دوش هم تلاش کردند تا این پروژه عظیم ساختمانی را پیش از موعد مقرر و با بالاترین کیفیت تمام کنند.
💡 ما باید دوش بر دوش هم برای رسیدن به اهداف انسانی و ایجاد صلح و آرامش در سراسر جهان تلاش و مبارزه کنیم.