حسیبی
لغت نامه دهخدا
حسیبی. [ ح َ ] ( اِخ ) ابن رستم پاشا. او راست: عینیة. ( کشف الظنون ) ( هدیة العارفین ).
فرهنگ فارسی
ابن رستم پاشا اوراست عینیه
جمله سازی با حسیبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او از برندگان جایزه ریاست جمهوری اوایل فعالیت برای دانشمندان و مهندسین در سال ۲۰۰۳ است. او نوهٔ کاظم حسیبی، از رهبران جبهه ملی ایران و مشاور نفت محمد مصدق نخستوزیر سابق ایران است.
💡 با توجه به علاقه و رفت آمد تختی در جبههٔ ملی ایران و ریاست سازمان ورزشکاران و عضویت در شورای مرکزی جبههٔ ملی او، کاظم حسیبی، را سرپرست پسرش - بابک - میکند. روزی هم که هواداران مصدق برای دیدن او به احمدآباد رفتند، تختی پیشاپیش آنها با عکس بزرگی از مصدق که در دست داشت، جلودار کاروان بود.
💡 بابک حسیبی (زادهٔ تهران ایران) مهندس برق ایرانی آمریکایی است در زمینه نظریه مخابرات، نظریه اطلاعات، پردازش سیگنال، و نظریه کنترل که هماکنون استاد کرسی بایندر/امگن و رئیس سابق دانشکده مهندسی برق مؤسسه فناوری کالیفرنیا است.
💡 در پایان جلسهای که در منزل ادیب برومند برگزار گردید، تمامی اعضای شورای مرکزی بجز مهندس کاظم حسیبی و ادیب برومند از سمتهای خود استعفا دادند و سیاست صبر و انتظار از سوی اللهیار صالح به صورت رسمی سیاست جبهه ملی اعلام گردید.
💡 در روز ۲۸ آبان ۱۳۵۸ اتحاد نیروهای جبهه ملی طی صدور بیانیهای اعلام موجودیت کرد. به موجب این اعلامیه سوسیالیستهای نهضت ملی ایران، حزب ایران و حزب ملت ایران عناصر متشکله جبهه ملی چهارم بودند. مهندس کاظم حسیبی بهعنوان رئیس شورای مرکزی به همراه کریم سنجابی، شاپور بختیار، داریوش فروهر و رضا شایان بهعنوان اعضای کمیته مرکزی انتخاب شدند.
💡 حسیبی لیسانس خود را در ۱۹۸۹ از دانشگاه تهران و فوق لیسانس و دکترای خود را به سرپرستی تامس کیلات از دانشگاه استنفورد در ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶ دریافت کرد.