لغت نامه دهخدا
حدیث سر. [ ح َ ث ِ س ِرر ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دعای سِرّ. ادعیه سِرّ. احادیث قدسیه. احادیث الهیه. اسرارالوحی. رجوع به اقسام حدیث شود.
حدیث سر. [ ح َ ث ِ س ِرر ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دعای سِرّ. ادعیه سِرّ. احادیث قدسیه. احادیث الهیه. اسرارالوحی. رجوع به اقسام حدیث شود.
ادعیه سر اسرار الوحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاشقی دوش حدیث سر آن زلف بتاب کرد تقریر و دلم برد که تقریر مباد
💡 حدیث سر نهان که او چراست نهان دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشاد است
💡 با این همه با او نزدم دم که شنیدم کو رفت و حدیث سر زلفت همه جا کرد
💡 خاکت بر سر حدیث سر چند کنی آنجا که هزار سر نیرزد خاکی
💡 ز آنچه گفتیم و شنیدیم حدیثی الحق چون حدیث سر زلف تو دلاویز نبود
💡 در عربدهٔ نفس رکیکی تو هنوز بیهوده حدیث سر سلطان چکنی