اسری کلا

لغت نامه دهخدا

اسری کلا. [ اِ ک َ ] ( اِخ ) رابینو آن را در جمله قری و قصبات بارفروش و مشهدسر و فرح آباد یاد کند. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 119 بخش انگلیسی ).

جمله سازی با اسری کلا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سیر شام اسری ما زاغ می شنیدیم جانم بهر دو عالم زانرو بگشت مایل

💡 هر که خواهد قصه معراج وی گو بشنود وصف سبحان الذی اسری ز خلاق علیم

💡 چون براق عزم جزمش زیر زین آرد ملک ذاکر تسبیح سبحان الذی اسری شود

💡 فسبحان الذی اسری بعبده الی الملکوت و الجبروت کله

💡 شام سبحان الذی اسری بعبده شد سوار بر بُراق راهوار برق همچون تیز تک

💡 حق شب اسری چو داد بار محمد از همه بالا گرفت کار محمد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران