لغت نامه دهخدا
حاصبانی. ( اِخ ) ( الحاج یوسف فرنسیس ) وی در حاصبیا پرورش یافت و اسب شناس بود. وفات 1892 م. او راست: سراج اللیل فی سروج الخیل، محتوی قواعد اسب سواری و کیفیت اداره اسب و بیطره آن. چ بیروت 1881 م.
حاصبانی. ( اِخ ) ( الحاج یوسف فرنسیس ) وی در حاصبیا پرورش یافت و اسب شناس بود. وفات 1892 م. او راست: سراج اللیل فی سروج الخیل، محتوی قواعد اسب سواری و کیفیت اداره اسب و بیطره آن. چ بیروت 1881 م.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رودخانه حاصبانی از شعبههای اصلی رود اردن است. طول رودخانه در داخل خاک لبنان ۲۴ کیلومتر است و سپس به اسرائیل رسیده و در شمال آن کشور با دو رود دیگر پیوند خورده و رود اردن را تشکیل میدهد. نام رود حاصبانی به شهر حاصبیا در جنوب لبنان اشاره دارد.
💡 رود حاصبانی از دو چشمه در شمال غربی در جبلالشیخ و کوه حرمون سرچشمه میگیرد.
💡 پس از حرکت به موازات مرز جنوبی سوریه، مسیر رودخانه به طرز چشمگیری به سمت غرب خم میشود. در نزدیکی این پیچ، لیطانی در فاصله پنج کیلومتری رودخانه حاصبانی قرار دارد.
💡 جنگ دروزیها و مارونیها اشاره به جنگ خونینی دارد که بین این دو در سال ۱۲۷۶/ ۱۸۶۰ افتاد. در این میان ارتش عثمانی نقش آتش بیار معرکه را داشت و با قتلعام مسیحیان منطقه حاصبانی و انداختن تقصیر آن به گردن دروزیان آتش این جنگ را شعلهور تر میکرد.