لغت نامه دهخدا
جاروکش. [ ک َ/ ک ِ ] ( نف مرکب ) رجوع به جاروب کش شود:
چو خورشید جاروکش آن درم
که جنت گلی بر سر کوی اوست.تأثیر ( از آنندراج ).
جاروکش. [ ک َ/ ک ِ ] ( نف مرکب ) رجوع به جاروب کش شود:
چو خورشید جاروکش آن درم
که جنت گلی بر سر کوی اوست.تأثیر ( از آنندراج ).
۱. جاروکننده.
۲. مٲمور شهردای که کارش جاروکردن کوچه ها و خیابان ها است، سپور.
جاروب کش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با وجود تغییرهای زیاد در پرسنل این شرکت، همچنان در دهههای ۵۰ و ۶۰ تحت مدیریت خانواده بلک و دکر بود. در سال ۱۹۵۱ مؤسس و مدیر شرکت دانکن بلک در سن ۶۷ سالگی از دنیا رفت و شریکش آلونزو دکر جایش را در ۱۹۵۴ گرفت. با این حال دو سال بعد دکر نیز در سن ۷۲ سالگی مرد. رابرت بلک، برادر دانکن بلک جای دکر را گرفت. در سال ۱۹۶۰ پسر دکر، آلونزو دکر فرزند در سن ۵۴ سالگی به عنوان مدیر برگزیده شد. وی که در دهه ۲۰ به عنوان جاروکش در این شرکت کار میکرد.