تیمار بردن

مترادف‌ها

مراقبت کردن، رسیدگی کردن، پرستاری کردن

متضادها

بی‌توجهی کردن

لغت نامه دهخدا

تیمار بردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) غم خوردن. اندوه بردن:
چه باید رفته را اندوه خوردن
همان نابوده را تیمار بردن.( ویس و رامین ).مرا که دانش از آغاز خویشتن نبود
چه دانم از پس انجام چون برم تیمار.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

غم خوردن اندوه بردن

جمله سازی با تیمار بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نشاید بیش ازین تیمار بردن تو و خرما و، ما و خار خوردن

💡 پرستار با عشق و مهربانی بسیار زیاد مشغول تیمار بردن بیمار سالخورده بود تا او بتواند در محیطی آرام و امن، به مرور زمان بهبود یابد.

💡 مادر با صبر و حوصله‌ای بی‌پایان از فرزند کوچک خود تیمار می‌برد و با هر حرکت او، سعی در تقویت روحیه و سلامت جسمانی او داشت.

💡 خدمتکار وفادار با دقت و ظرافت فراوان مشغول تیمار بردن بزرگ خاندان بود و تمام نیازهای روزمره او را با دقت و سرعت بسیار انجام می‌داد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران