تاج بر

لغت نامه دهخدا

تاج بر. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) معرب تاجور و عرب آنرا جمع بسته و تجاوره استعمال کرده است «عدی بن زید» گوید:
بعد بنی تبع نخاورة
قد اطمأنت بها مرازبها( المعرب جوالیقی ص 319 ).مصحح در حاشیه همین صفحه گوید: «سخو»در نسخه چاپ «لایپزیک » تجاوره را جمع تاجور شناخته ولی این صحیح نیست و این کلمه تصحیفی از «نخاوره » می باشد که از «بنی تبع» بوده اند و این معنی از قصیده آشکار می شود.

جمله سازی با تاج بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون هما کارها را به دارا سپرد، وی بر تخت شاهی نشست و تاج بر سر نهاد و در سرزمین فارس دارابگرد را بساخت و اسیران روم را در آن جا سکونت فرمود. (تاریخ ثعالبی ص ۲۴

💡 فرعون دو تاج بر سر داشت و دو جادوگر بزرگ نيروى خدائى را به او وارد مىكردند....(82)

💡 پلاش سیم کش بدی پور راد به جای پدر تاج بر سر نهاد

💡 چون تاج بر سراست ترا شغلهای دین زاین است شغل دنیا زیر نگین تو

💡 هرچند به ملک تن بود صاحب تاج بر گردن عشق، عقل نگذارد باج

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز