لغت نامه دهخدا
بی قانون. ( ص مرکب ) ( از: بی + قانون ) بدون قانون. فاقد قانون. || خارج آهنگ:
خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع ازاین افسانه بی قانون نخواهد شد. حافظ.رجوع به قانون شود.
بی قانون. ( ص مرکب ) ( از: بی + قانون ) بدون قانون. فاقد قانون. || خارج آهنگ:
خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع ازاین افسانه بی قانون نخواهد شد. حافظ.رجوع به قانون شود.
بدون قانون. فاقد قانون. یا خارج آهنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنگ در پردهٔ عشّاق زد و راست نشد عود سازی که در این دایره بی قانون کرد
💡 جوزف چارلز توماسی (۱۵ آوریل ۱۹۵۱–۱۵ اوت ۱۹۷۵) یک نئونازی آمریکایی بود که جبهه آزادی ملی سوسیالیستی را تأسیس کرد. او از افراط گرایی و جنگ چریکی مسلحانه علیه دولت آمریکا و آنچه که آن را «ساختار قدرت یهودی» نامید حمایت میکرد. توماسی خواهان هرج و مرج و بی قانونی بود تا «سیستم» بدون حفاظت مورد حمله قرار گیرد.
💡 هنگامیکه تارکوینیوس دوم، سرویوس را به بی قانونی در حکومت متهم کرد، سرویوس از عامهٔ مردم رأی اعتماد خواست و به گفتهٔ لیویوس، مردم به اتفاق به او رأی دادند. اما با این وجود تارکوئینیوس مجاب نشد و سرویوس را کشت و شاهی خود را اعلام کرد.
💡 شاه ادوارد دوم آنقدر از بی قانونی فوتبال در لندن آزرده شد که در مورخ ۱۳ آوریل سال ۱۳۱۴ فرمان ممنوعیت آن را صادر نمود: «از آنجائیکه سرو صدای زیاد در شهر بخاطر ضربه زدن به توپهای بزرگ ایجاد میشود و بر اثر آن شیاطین زیادی که خدا آنها را منع کرده برمیخیزند؛ ما به نیابت از شاه، مجازات زندان را برای افرادی که به این بازی مبادرت ورزند، مقدر میسازیم.»
💡 بردهای قوی و سختکوش و سرکارگر در تارا است. در بی قانونی پس از جنگ سم اسکارلت را از دست دزدان احتمالی نجات می دهد.
💡 پیروزی در این انتخابات به حزب حاکم در آلبانی این مجوز را میدهد تا اصلاحات قضایی را پی بگیرد موضوعی که برای عضویت در اتحادیه اروپا امری حیاتیست. این انتخابات همچنین آزمایشی برای اعتبار دموکراسی کشور آلبانی میباشد و توسط ناظران غربی که خواهان ترک تاریخی خشونت و بی قانونی در انتخابات این کشور هستند از نزدیک دنبال میشود.