لغت نامه دهخدا
بوینی. [ ی َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بوینه که نام قریه ای است در دوفرسخی مرو. ( الانساب سمعانی ).
بوینی. [ ی َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بوینه که نام قریه ای است در دوفرسخی مرو. ( الانساب سمعانی ).
منسوب به بوینه که نام قریه ایست در دو فرسخی مرو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه بوینی سفلی مربوط به سدههای اولیه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان گرمی، بخش انگوت، دهستان انگوت شرقی، روستای قوزلو واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۷۴۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 گرم خا وا کری بشتم بوینی بیویت خته بوم ژاهنام سرمست
💡 وزان پس سوختن تا هم بوینی که نور عاشقان در مغز نار است
💡 تپه درمان بوینی مربوط به دوره ساسانیان است و در شهرستان نیر، بخش کورائیم، دهستان مهمان دوست، روستای مهمان دوست واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۹۲۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 به گوش خاوا کنی پشتش بوینی به بویت خسته بی جهنامه سرمست
💡 هایله سلاسی، امپراتور اتیوپی، مالیتوآ تانومافیلی دوم، پادشاه ساموآی غربی، ایندیرا گاندی، نخستوزیر هند، فلیکس هوفریت- بوینی، رئیسجمهور ساحل عاج، کارلوس منعم، رئیسجمهور آرژانتین، ادوارد سیگا، نخستوزیر جامائیکا و خاویر پرز دکوئیار، دبیرکل سازمان ملل متحد.