بهله دار

لغت نامه دهخدا

بهله دار. [ ب َ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) آنکه دارای دستکش شکاری بود. ( ناظم الاطباء ). || در صفات کمر مستعمل است. ( آنندراج ):
دست طمع برید ز نخل حیات خویش
هرکس که دوراز آن کمر بهله دار ماند.فطرت ( از آنندراج ).مگذر ز حسن ترک که در گوشمال دل
دستی دگر بود کمر بهله دار را.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آنکه دارای دستکش شکاری بود ٠ یا در صفات کمر مستعمل است ٠

جمله سازی با بهله دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مگذر ز حسن ترک که در گوشمال دل دست دگر بود کمر بهله دار را

💡 باشد هوای میر شکاریش، چرخ را ز آنش کمر، ز پنجه مهر است بهله دار

💡 اگرچه دست بر تاراج دل هر خوش کمر دارد میان بهله دار ترک ما دست دگر دارد

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز