بزرگ نمایی

مترادف‌ها

مبالغه، اغراق

متضادها

کوچک نمایی، ساده سازی

فرهنگستان زبان و ادب

{magnification} [فیزیک- اپتیک] نسبت اندازۀ تصویر به اندازۀ شی ء در ابزار نوری

دانشنامه آزاد فارسی

بزرگ نمایی (magnification)
معیار افزایش یا کاهش اندازۀ جسم در دستگاه های نوری. بزرگ نمایی خطی نسبت اندازه یا ارتفاع تصویر به اندازه یا ارتفاع جسم است. بزرگ نمایی زاویه ای یا درشت نمایی نسبت زاویه ای دید تصویر از چشم ناظر به زاویۀ دید مستقیم جسم است.

جمله سازی با بزرگ نمایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فلسفه‌ مدرن هرگونه مبنای تاریخی سفر عیسی مسیح به هند یا تبت یا تأثیرات بین تعالیم مسیحیت و بودیسم را به طور کامل رد کرده و تلاش در نمادگرایی موازی را مواردی از موازی کاری دانسته است که در اهمیت شباهت‌ها بسیار بزرگ نمایی می‌کند.

💡 در نگارش متون و اطلاعاتی که مخاطب به دنبال آن‌ها است باید بزرگ نمایی شود تا به بیننده القا کند که این همان چیزی است که به دنبال آن بوده است.

💡 در ساختار این میکروسکوپ تنها یک عدسی همگرا برای بزرگ نمایی بکار می‌رود.

💡 تخیل بزرگ نمایی شده نوعی تحریف حافظه است که هنگام تصور اتفاقی که هرگز رخ نداده‌است باعث افزایش اعتماد به نفس در حافظه از اتفاق می‌شود.

💡 در طی نیم قرن اخیر برخی از کودکان به دلایل نامشخص نابینا یا معلول متولد می‌شدند که از ۱۳۸۹ تا کنون دیگر این اتفاق رخ نمی‌دهد و اکثر کودکان سالم متولد می‌شوند و شایعاتی که در مورد این روستا گفته می‌شود فقط بزرگ نمایی است.

💡 او در صحبت‌های خود همیشه تمایل دارد با بزرگ‌نمایی کردن اتفاقات کوچک، توجه همه را به سمت خود جلب کند و خود را قهرمان نشان دهد.

💡 نباید در تحلیل مشکلات اقتصادی کشور دچار بزرگ‌نمایی شد، بلکه باید با واقع‌بینی و دقت علمی به بررسی جزئیات و ریشه‌های اصلی مسائل پرداخت.

💡 نویسنده در این رمان با استفاده از تکنیک بزرگ‌نمایی، توانسته است احساسات درونی شخصیت‌ها را به شکلی بسیار عمیق و تاثیرگذار به خواننده منتقل کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران