بروسه

لغت نامه دهخدا

بروسه. [ ب ُ س َ ] ( اِخ ) شهری در مغرب شبه جزیره آسیای صغیر، در جنوب شرقی دریای مرمره، که در اوایل دولت عثمانیان چندی پایتخت بوده است، و بیش از یکصدهزار تن جمعیت دارد. در این شهر آبهای گرم معدنی موجود است و ابریشم سازی در آنجا رواج دارد. ( از فرهنگ فارسی معین ). برسا. بروصی. بورسه.
بروسه. [ بْرو/ ب ُ س ِ ] ( اِخ ) فرانسوا. پزشک فرانسوی. وی بسال 1772 م. در سن مالو متولد شدو در سال 1838 م. درگذشت. دستگاه فیزیولوژیک وی مبتنی بر قابلیت تحریک نسوج است. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

فرانسوا پزشک فرانسوی ( و. سن مالو ۱۷۷۲ - ف. ۱۸۳۸ م. ) دستگاه فیزیولوژیک وی مبتنی برقابلیت تحریک نسوج است.
پزشک فرانسوی وی بسال ۱۷۷۲ م. در سن مالو متولد شد و در سال ۱۸۳۸ م. در گذشت دستگاه فیزیولوژیک وی مبتنی بر قابلیت تحریک نسوج است.

جمله سازی با بروسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این کتاب در سال ۱۸۵۲ میلادی در کنستانتینوپل به زبان ارمنی به چاپ رسید. در سال ۱۸۶۲ ماری-فلیسیته بروسه این کتاب را به زبان فرانسه ترجمه کرد.

💡 سه گونه از تریپانوزوم‌ها که برای انسان بیماریزا هستند عبارتند از: تریپانوزوم بروسه‌ای گامبیانسه در افریقا. تریپانوزوم بروسه‌ای رودزینسه در آفریقا. تریپانوزوم کروزی در آمریکا.

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز