برزمهر

لغت نامه دهخدا

برزمهر. [ ب ُ م ِ ] ( اِخ ) یکی از سران سپاه بهرام گور. ( یادداشت مؤلف ). پهلوان ایرانی زمان بهرام گور.
برزمهر. [ ب ُ م ِ ] ( اِخ ) نام مؤبد بهرام گور:
یکی موبدی نام او برزمهر
بر آن رفتن راه بگشاد چهر.فردوسی.ابا موبدموبدان برزمهر
چه ایزدگشسب آن مه خوبچهر.فردوسی.
برزمهر. [ ب ُم ِ ] ( اِخ ) نام دبیر انوشیروان. ( فرهنگ شاهنامه ).
برزمهر. [ ب ُ م ِ ] ( اِخ ) نام دستور خسرو پرویز. ( فرهنگ شاهنامه ):
به هر کاردستور بد برزمهر
دبیری جهاندیده و خوب چهر.فردوسی.

فرهنگ فارسی

نام دستور خسرو پرویز.

فرهنگ اسم ها

اسم: برزمهر (پسر) (فارسی) (تلفظ: borz mehr) (فارسی: برزمهر) (انگلیسی: borz mehr)
معنی: خورشید باشکوه، مرکب از برز ( نیرومند، باشکوه ) + مهر ( خورشید )، از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر قارن از سرداران بهرام گور پادشاه ساسانی

جمله سازی با برزمهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو ایزد گشسب و دگر برزمهر دبیر خردمند با فر وچهر

💡 ابا موبد موبدان برزمهر چوایزدگشسب آن مه خوب چهر

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز