لغت نامه دهخدا
ایزدگشسب. [ زَ گ ُ ش َ ] ( اِ مرکب ) خداپرست. ( برهان ). || لغةً مرکب است از ایزد ( فرشته ) + گشن ( نر، فحل ) + اسب، جمعاً یعنی دارنده اسب نر ایزدی. ( حاشیه برهان چ معین ).
ایزدگشسب. [ زَ گ ُ ش َ ] ( اِخ ) نام یکی از امرای بهرام چوبین. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
به یک دست بربود ایزدگشسب
که بگذاشتی آب دریا به اسب.فردوسی.