باسکان

لغت نامه دهخدا

باسکان. [ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان شهاباد بخش حوضه شهرستان بیرجند که در 20 هزارگزی جنوب خاوری بیرجند واقع است. قریه ای کوهستانی با آب و هوای معتدل و دارای 5 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
باسکان. [ ] ( اِخ ) قریه ای است در دو فرسنگ و نیمی میانه جنوب و مشرق اردکان [ فارس ]. ( از فارسنامه ناصری ).

فرهنگ اسم ها

اسم: باسکان (پسر) (کردی)
معنی: قلةهای چند کوه ‏در یک سلسلةجبال ( نگارش کردی

جمله سازی با باسکان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن گه مصطفی را تسلیت و خرسندی داد، گفت: فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ یا سید! ایشان نه ترا دروغ زن میگیرند، که ایشان صدق تو و امانت تو نیک شناخته‌اند بروزگار گذشته، و اگر چه بظاهر تکذیب میکنند، بباطن میدانند که تو پیغامبری و راستگویی، لکن سخن مرا دروغ میشمارند، و میدانند که راست است. نافع و کسایی یُکَذِّبُونَکَ باسکان کاف خوانند، معنی آنست که: لا یجدونک کاذبا، هر چند که ترا دروغ زن میخوانند، دروغ زن نه‌ای، و ترا دروغ زن نمی‌یابند، و نمی‌توانند که بهیچ حیلت بر تو دروغ درست کنند، لکن ایشان کافران‌اند و ستمکاران بر خویشتن، که سخنان اللَّه دروغ میشمارند بشوخی، پس از آنکه دانسته‌اند که راست است. این همچنانست که جای دیگر گفت: وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا. قال الزجاج: کذّبته، اذا قلت له کذبت، و أکذبته اذا رأیته ان ما اتی به کذب».

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز