لغت نامه دهخدا
یکتاپیرهن. [ی َ / ی ِ هََ ] ( ص مرکب ) یکتای پیراهن. یک لاقبا. || ( ق مرکب ) با پیرهنی تنها بر تن:
شب قبای صبر دلها چاک شد چون آمدی
همچو شمع خلوت فانوس یکتاپیرهن.ابوطالب کلیم ( از آنندراج ).ورجوع به یکتای پیراهن شود.
یکتاپیرهن. [ی َ / ی ِ هََ ] ( ص مرکب ) یکتای پیراهن. یک لاقبا. || ( ق مرکب ) با پیرهنی تنها بر تن:
شب قبای صبر دلها چاک شد چون آمدی
همچو شمع خلوت فانوس یکتاپیرهن.ابوطالب کلیم ( از آنندراج ).ورجوع به یکتای پیراهن شود.
یکتای پیراهن یک لا قبا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه خوش بود که شبی در کنار من خسبی به بستر اندر، یکتای پیرهن خسبی