گل رشتی
لغت نامه دهخدا
گل رشتی. [ گ ُ ل ِ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام آن روزپال از تیره روزاسه و قسمت قابل مصرف آن گلبرگ است و ماده مؤثره آن تانن و اسانس.موارد استعمال آن گلبرگ تازه، گلاب، گلبرگ خشک و شربت سالسه پاری مرکب است. ( کارآموزی داروسازی ص 197 ).
فرهنگ فارسی
نام آن روز پال از تیر. روزاسه و قسمت قابل مصرف آن گلبرگ است و ماد. موثر. آن تانن. اسانس.
جمله سازی با گل رشتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میرزا حبیبالله رشتی از فقهای شیعه و از مجتهدین صاحب نام عصر ناصری، در سال ۱۲۳۴ در املش به دنیا آمد.
💡 رشتی علی از حجره سوی دشت مرو با ساده رخان جانب گلگشت مرو
💡 فال اسیری قصد اقامت دایم در نجف داشت، لکن، استاد او رشتی از وی خواست به شیراز بازگردد تا مردم از دانش و فضل او بهرهمند شوند. رشتی به خط خود در وصف کتاب المیراث ایشان نوشت و به علو مرتبه و ارزش والای فال اسیری در دو زمینهٔ علم وعمل اشاره نمود و این نوشته را به مهر خویش (حبیبالله) ممهور ساخت.
💡 اطلس نتوان کرد ریسمان را این پنبه که رشتی تو، ریسمان است
💡 واکنون که ریسمان گشت آن سنبلت همانا این زشت ریسمان را بر دوک مرگ رشتی
💡 در ماه نوامبر نیروهایی از ۵ گروهان به فرماندهی سرهنگ شیپوف برای اشغال شهر رشت در استان گیلان ایران پیاده شدند. بعدها در ماه مه حاکم رشتی با ۱۵ هزار نفر قیامی را ترتیب داد و سعی کرد جوخهٔ شیپوف که رشت را اشغال کرده بود خارج کند. تمامی حملات ایرانیها دفع شد.