لغت نامه دهخدا
کوچک بالا. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) کوتاه بالا و پست قامت. ( از آنندراج ). خردقامت و صغیرالجثه. ( ناظم الاطباء ).
کوچک بالا. [ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) کوتاه بالا و پست قامت. ( از آنندراج ). خردقامت و صغیرالجثه. ( ناظم الاطباء ).
کوتاه بالا و پست قامت. خرد قامت و صغیر الجثه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک زوج غریبه بیست سال به بالا، بعد از یک رابطه شبانه نادرست از خواب بیدار میشوند و بیخبر از طوفان برفی که باعث یخبندان در نیویورک شدهاست و آنها را در آپارتمان کوچکی در بروکلین گیر انداختهاست. حال آنها مجبور میشوند یکدیگر را بهتر بشناسند.
💡 درمان با پرتوی کربن ( carbon beam therapy ): در این روش از پرتوهای یونهای کربن استفاده میشود که انرژی خود را در یک ناحیهٔ کوچک (Bragg peak ) همانند پروتون از دست میدهند، و حداقل آسیب به بافتهای سالم را در پی خواهد داشت. به علت هزینهٔ بالای شتاب دهندههای تولیدکنندهٔ یونهای کربن با سرعت بالا، به کارگیری این روش درمانی با محدودیت زیادی روبرو است.
💡 یک پیشران دراکو؛ یک موتور راکت کوچک است که در فضاپیمای دراگن استفاده شده است، همچنین در مراحل بالای موشکهای چندمرحلهای فالکون ۹ و فالکون هوی نیز برای کنترل جهت فضاپیما در خلأ فضای بیرونی استفاده شده است.