لغت نامه دهخدا
کوزه انداختن. [ زَ/ زِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) بادکش کردن با کوزه های دهان فراخ کوچک. بادکش با کوزه های خرد کردن، و بیشتر این عمل با زنان که خون از ایشان بسیار رود، کنند و کوزه به کمرشان اندازند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کوزه انداختن. [ زَ/ زِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) بادکش کردن با کوزه های دهان فراخ کوچک. بادکش با کوزه های خرد کردن، و بیشتر این عمل با زنان که خون از ایشان بسیار رود، کنند و کوزه به کمرشان اندازند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
باد کش کردن با کوزه های دهان فراخ کوچک. باد کش با کوزه های خرد کردن و بیشتر این عمل با زنان که خون از ایشان بسیار رود کنند و کوزه به کمرشان اندازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تفسیر تلههای دام خرچنگی گیاه تابدار دشوار است. آنها ممکن است از کوزهایهای دو شاخه توسعه یافته باشند که بعداً در شکارهای زمینی تخصص پیدا کردند. یا شاید برجستگیهای شکارکننده تلههای مثانهای قابل توجهتر از قیف شبکهمانند باشد که در بیشتر علفانبانیهای آبزی یافت میشوند. شکل مارپیچ دام خرچنگی از هر خاستگاهی که باشد، سازگاری است که تا آنجا که ممکن است سطح به دام انداختن را هنگام دفن شدن در خزه از هر جهت نشان میدهد.