کو تنگ

لغت نامه دهخدا

کوتنگ. [ ت َ ] ( اِ ) به معنی کدنگ است، و آن چوبی باشد که گازران بدان جامه را کوبند یعنی دقاقی کنند و آن را کوتنگ گازر هم می گویند و به عربی مدقه خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). کدنگه. کدین. کدینه. ( فرهنگ فارسی معین ): وبیل؛ کوتنگ گازر که بعد شستن بدان کوبد و جلا دهد. ( منتهی الارب ). و رجوع به کدنگ و کدنگه و کدین و کدینه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) چوبی باشد که گازران بدان جامه را کوبند بعنی دقاقی کنند مدقه.

جمله سازی با کو تنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرفتار شد شاه گیتی به جنگ بدین سان به ما بر جهان گشت تنگ

💡 قندست ندانم دهن تنگ فلانی یا خود شکرست آن شکرستان، نه دهانی

💡 زبان او، که ندیدم ز تنگی دهنش امید هست که بینم بکام خویشتنش

💡 پیکی آورد پوستینی از دوست گفتند حریفان که: ز تنگی نه نکوست

💡 جهان بر دلش تنگ چون حلقه بود ولی جانش پیوستهٔ ورقه بود