کنایه از پشت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] کنایه از پشت (قرآن). بخش مخالف شکم و سینه بدن انسان و حیوان، پشت خوانده می شود.
برداشته شدن سنگینی از پشت پیامبر صلی الله علیه وآله، کنایه از موفقیت ایشان در اجرای رسالت بود.«ووضعنا عنک وزرک»؛ و بار سنگین تو را از تو برنداشتیم؟! «الذی انقض ظهرک»؛ همان باری که سخت بر پشت تو سنگینی می کرد! (برداشتن سنگینی از پشت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم به معنای موفقیت آن حضرت در رسالت و تلاشهای الهی با فراهم آمدن موجبات آن است)
← برداشتن بار از پشت پیامبر
۱. ↑ شرح/سوره۹۴، آیه۲.
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۷، ص۲۲۵، برگرفته از مقاله «کنایه از پشت».
...

جمله سازی با کنایه از پشت

💡 براق در ادبیات فارسی و اشعار شعرای پارسی، در معنای اصلی یا استعاره از اسب و مرکب تندرو یا مرکبی برای سفرهای روحانی بکار برده شده‌است یا به صورت ترکیبات کنایی؛ «براق جم» و «براق سلیمان» کنایه از باد است که تخت سلیمان را جابجا می‌کند. یا «براق چهارم فلک» کنایه از آفتاب و «براق برق تاز» اشاره به اسب جَلد دونده، نیز ساخته شده‌است. چنان‌که جلال‌الدین بلخی (مولوی) در غزلیات خود می‌نویسد:

💡 پابرهنگی یا برهنه‌پایی به معنای نپوشیدن پای‌افزار است. پابرهنگی در زبان فارسی به کنایه از فقر نیز به‌کار می‌رود. پابرهنگی می‌تواند به‌دلیل ساده‌زیستی افراد باشد که مثال مشهور آن سقراط است.