کن و واکن

لغت نامه دهخدا

کن و واکن. [ ک َ وَ ک َ / ک َ ن ُ ک َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) جامه ای شبیه شور و واشور: «کن و واکن ندارد»؛ تنها جامه او آن است که به بر دارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

جامه شبیه شور و واشور: [[ کن و واکن ندارد ]] تنها جامه او آنست که به بر دارد.

جمله سازی با کن و واکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی سابقه عضویت در تیم‌هایی همچون باشگاه فوتبال کن و باشگاه فوتبال خنت را در کارنامه دارد.

💡 چه کرده است که در بند کرده‌ای او را عنایتی کن و در بند بسته‌اش مگذار

💡 گوشی به اوحدی کن و چشمی برو گمار کافاق را به نقش تو در گفت و گو گرفت

💡 «این فکر را که «من رنج کشیده‌ام» را بیرون کن و رنج خود بیرون خواهد رفت.»

💡 چو تو به رفت سر صوفیی چو من، ای مست به جرعه تر کن و هم از سفال خم بتراش

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز