لغت نامه دهخدا
کمانچه زن. [ ک َ چ َ / چ ِ زَ ] ( نف مرکب ) کمانچه زننده. کسی که کمانچه نوازد. کمانچه کش. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کمانچه ( آلت موسیقی ) و کمانچه کش شود.
کمانچه زن. [ ک َ چ َ / چ ِ زَ ] ( نف مرکب ) کمانچه زننده. کسی که کمانچه نوازد. کمانچه کش. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کمانچه ( آلت موسیقی ) و کمانچه کش شود.
کسی که کمانچه می نوازد.
( صفت ) کسی که کمانچه نوازد کمانچه کش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساز اصلی در موسیقی ترکمنی انواع دوتار ترکمنی است. همچنین نواختن کمانچه و نی نیز در بین ترکمنان رواج دارد و در دههٔ اخیر برخی، به اجرای نغمات این موسیقی با سازهای الکترونیک روی آوردهاند. محمدرضا درویشی ساز کمانچه را هم ساز اصیل ترکمنی نمیداند.
💡 مطربا نی دلبرا یک ره کمانچه ساز کن نالههای زار را ای نغمهات آیینهدار
💡 آهنگسازی و تنظیم: روزبه آذر؛ طبلا: عظیم حسنپور؛ کمانچه: صمد برقی؛ هارمونیه و آواز: حبیب حاصل؛ شاعر: خواجه غلام فرید؛ طراح گرافیک: ایمان راد؛ تهیه و پخش از مرکز موسیقی بتهوون.
💡 گرفت لشکر غم ملک دل بیا مطرب نی و کمانچه چه شد عود کور باب کجاست
💡 وی در سال ۱۳۰۵ از مدرسهٔ موزیک (شعبه موزیک دارالفنون) فارغالتحصیل شد و به خدمت ارتش درآمد. او به منظور آشنایی با ردیف و موسیقی ایرانی با تشویق «سالار معزز» به کلاس «اسماعیلخان کمانچهکش» و درویش خان راه یافت و ردیف دستگاهی موسیقی ایرانی را از کمانچه به ویلن منتقل نمود.