کمانچه کش

لغت نامه دهخدا

کمانچه کش. [ ک َ چ َ / چ ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کمانچه کشنده. کمانچه زن. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمانچه زن شود.

فرهنگ معین

( ~. کَ ) (ص فا. ) نوازندة کمانچه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که کمانچه نوازد کمانچه کش.

ویکی واژه

نوازندة کمانچه.

جمله سازی با کمانچه کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی تار را نزد آقا حسینقلی و میرزا عبدالله و نی را نزد نایب اسدالله و پیانو را نزد سالار معزز و سنتور را نزد محمدصادق خان فرا گرفت. پدرش چون به استعداد فرزند پی برد، سرهنگ آقا بزرگ خان صاحب منصب موزیک قزاقخانه را به معلمی او برگزید و برای تحریک ذوق او از آقا حسینقلی و حسین کمانچه کش دعوت می‌کرد که نواهای ایرانی را بنوازند و مشیر همایون از آنها تقلید نماید، سپس محمدصادق خان استاد سنتور را نیز به معلمی او انتخاب نمود که وی را در نواختن آوازها راهنمایی می‌کرد.

ایلی یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز