کعب عمر

لغت نامه دهخدا

کعب عمر. [ ک َ ع ُ ]( اِخ ) دهی است از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان اهواز. واقع در 50هزارگزی شمال باختری اهواز و کناررود کرخه با 2000نفر سکنه. آب آن از رودخانه شاهورو کرخه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی قالیچه و جاجیم بافی و راه شوسه است. در محلی بنام با کوه آثار ابنیه قدیم از قبیل آجر و سفال مشاهده میشود. این آبادی را بالا کوه نیز می گویند و ساکنان از طایفه کعبند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان اهواز ( خوزستان ) واقع در ۵٠ کیلومتری شمال باختر اهواز جلگه و گرمسیر دارای ۲٠٠٠ تن سکنه محصول غله.

جمله سازی با کعب عمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاخام یهودی بود. کعر زمان عمر به مدینههمچنین آمد و مسلمان شد. او تا زمان حکومت عثمان در مدینه بود.. کعب محمد را ملاقات کرده بود.

💡 کعب در هنگام ورود عمر به قدس با او بود و به او کمک کرد که محل هیکل سلیمان را بیابد، که عمر در آنجا مسجد الاقصی را ساخت. همچنین او در زمانی که به دنبال قدس الاقداس می‌گشت محل صخره را یافت. عمر آن را تمیز کرد و بعداً یک خلیفه در آنجا قبه الصخره را بنا کرد که جزء مهمی از مسجد الاقصی است.

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز