چفته پشت
لغت نامه دهخدا
چفته پشت. [ چ َ ت َ / ت ِ پ ُ ] ( ص مرکب ) خمیده پشت. کوژپشت. قوزی یا کسی که پشتش از پیری یا بسبب دیگر خمیده شده است. پیر منحنی یا کسی که پشتش انحناء دارد. منحنی پشت:
حکیم نوزده چون پیر چفته پشت شود
گهی که از پس خود کنده جوان بیند.سوزنی.چفته پشتی نعوذ باﷲ قوز
چون کمانی که برکشند به توز.نظامی.رجوع به چفته و چفته پشتی شود.
فرهنگ عمید
کوژپشت، خمیده پشت.
فرهنگ فارسی
( صفت ) خمیده پشت گوژ پشت.
جمله سازی با چفته پشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پشت و روی مخالفان گشته چفته و زرد چون کمان و چو توز
💡 آب روشن گشت و صافی چون سنان و تیغ او شاخ زرد و چفته شد چون پشت و روی بندگان
💡 فلک خدمتش را دو تا کرده پشت از آن چفته بر صورت چنبرست