لغت نامه دهخدا
چرب شیر. [ چ َ ] ( ص مرکب ) آنکه شیرش دارای چربی است. انسان یا حیوانی که شیرش چربی دار است.
چرب شیر. [ چ َ ] ( ص مرکب ) آنکه شیرش دارای چربی است. انسان یا حیوانی که شیرش چربی دار است.
شیرش دارای چربی است. انسان یا حیوانی که شیرش چربی داراست.
💡 ز بس چرب نرمی، به خاکی نهادان گواراست چون شیر مادر شکوفه
💡 چشیدی بسی چرب و شیرین و شور چه حیله کنون پر نشد چون جوال؟
💡 چرب و شیرین مینماید پاک و خوش یک شبی بگذشت با تو شد پلید
💡 شیر: گاومیش حدود ۶/۵٪ از کل شیر جهان را تأمین میکند. شیر گاومیش از نظر چربی از شیر گاو غنیتر و دارای ماده خشک کمتر و بین میزان درصد لاکتوز با شیر گاو متفاوت زیادی نسبت املاح شیر گاومیش و پروتئین شیر گاومیش از شیر گاو بیشتر است.
💡 پستانها از توده چربی تشکیل شدهاند که غدد شیری و مجاری شیری آن، توده چربی را مانند کندو کرده است.
💡 آز برپایه اسطورههای مزدیسنا دیوی است که هر چیز را میبلعد و سیر نمیشود. او دشمن ایزد آذر است. برپایه اوستا به کار بردن شیر و چربی در آیین قربانی او را از پای درمیآورد.