پیوند خوردن
مترادفها
متصل شدن، وصل شدن
متضادها
جدا شدن، گسستن، قطع شدن
لغت نامه دهخدا
پیوند خوردن. [ پ َ / پ ِ وَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) پیوندزده شدن درخت یا گیاه، یعنی متصل شدن پوست یا قسمتی از درختی بدرخت دیگر تا میوه یا گل درخت اخیر دگرگون و یا بهتر گردد. پیوند یافتن. رجوع به پیوند شود. || بند خوردن ( در کاسه شکسته و جز آن ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- پیوند زده شدن درخت یا گیاه متصل شدن پوست یا قسمتی از درختی بدرخت دیگر تا میوه یا گل درخت اخیر دگرگون یا بهتر شود پیوند یافتن. ۲- بند خوردن ( کاس. شکسته و مانند آن ).
جمله سازی با پیوند خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در طول داستان، چگونگی پیوند خوردن شخصیتهای خدمه، و تولد تیم سفینهٔ انترپرایز به تصویر کشیده میشود.
💡 تسوگومی اوبا، نویسنده داستان دفترچه مرگ، گفته است که ریوک همیشه به همراه یک سیب به تصویر کشیده میشود؛ زیرا خوردن سیب توسط شینیگامی، پیام مرگ را منتقل میکند و در داستان دفتر مرگ، ریوک تنها به همین دلیل با سیبها پیوند خاصی دارد.