لغت نامه دهخدا
پیه پیاز. ( اِ مرکب ) پِه ْپیاز. نوعی غذا. رجوع به په پیاز شود.
پیه پیاز. ( اِ مرکب ) پِه ْپیاز. نوعی غذا. رجوع به په پیاز شود.
= په پیاز
( اسم ) اشکنه پیاز و ( پیاز آب ): گفت تو امروز چه خوردی ? گفت: اندکی په پیاز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بفروشد باندک سیم ای شاه خرد پیه و پیاز و هیزم آنگاه
💡 گفت: اندکی پیه پیاز.