پیشی کردن

لغت نامه دهخدا

پیشی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سبقت کردن:
بر آن سبزه شبیخون کرد پیشی
که با آن سرخ گلها داشت خویشی.نظامی.شرصه بکلامه شرصاً؛ پیشی کرد او را بسخن. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) سبقت گرفتن پیش افتادن پیشی گرفتن: هر آن کس که در کار پیشی کند بکوشد که آهنگ بیشی کند. ( شا. بخ ۲۳۷۵: ۸ )

جمله سازی با پیشی کردن

💡 أَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً کشتن نکنید با قومی، نَکَثُوا أَیْمانَهُمْ که دروغ کردند سوگندان خویش، وَ هَمُّوا بِإِخْراجِ الرَّسُولِ و آهنگ بیرون کردن رسول کردند، وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ و ایشان پیشی کرده‌اند در بد کرد، أَ تَخْشَوْنَهُمْ می‌ترسید شما از ایشان؟ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ خدا سزاوارتر است که ازو ترسید، إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ. (۱۳) اگر گرویدگان‌اید.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز