لغت نامه دهخدا
پیشانی داری. ( حامص مرکب ) حالت وچگونگی پیشانی دار. نیکوطالعی. داشتن بخت. بختوری.
پیشانی داری. ( حامص مرکب ) حالت وچگونگی پیشانی دار. نیکوطالعی. داشتن بخت. بختوری.
حالت و چگونگی پیشانی دار نیکو طالعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زاهدی مردی را دید که بر در سلطانی ایستاده است و بر پیشانیش جای سجده ای هویدا است. گفت: درهمی بر پیشانی داری و این جا ایستاده ای؟ زاهدی دیگر که بشنید، گفت: ای فلان، این نقش به جای خویش نیست.
💡 وگر چون آب در پیشانی آری یقین میدان که آن دم راز داری
💡 گر همه رفتی چو ماه از چرخ برتر سجدهای تا ز پیشانی اثر داری برآن در سجدهای