لغت نامه دهخدا
پیروزی یافتن. [ ت َ ]( مص مرکب ) مظفر شدن. فاتح شدن. ظفر یافتن. فلج. افلاح. ایراب. فوز. ( تاج المصادر ). رجوع به یافتن شود.
پیروزی یافتن. [ ت َ ]( مص مرکب ) مظفر شدن. فاتح شدن. ظفر یافتن. فلج. افلاح. ایراب. فوز. ( تاج المصادر ). رجوع به یافتن شود.
( مصدر ) فاتح شدن مظفر گردیدن ظفریافتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «خروج شاه از ایران، اولین مرحلهٔ پایان یافتن سلطه جنایتبار پنجاه سالهٔ رژیم پهلوی میباشد که به دنبال مبارزات قهرمانانهٔ ملت ایران صورت گرفتهاست. من این پیروزی مرحلهای را به ملت تبریک میگویم و بیانیهای خطاب به ملت صادر خواهم کرد.»