پی گذاری

لغت نامه دهخدا

پی گذاری. [ پ َ / پ ِ گ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل پی گذار.

فرهنگ فارسی

عمل پی گذار

جمله سازی با پی گذاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زینسان که خاک راه شدیم از گذار تو میکن به خاک راه گذاری همین و بس

💡 مباد ای نور چشم من، گذاری چو چشم من سفید از انتظارش؟!

💡 بجنبد چو کوه ار بداری رکاب بپرد چو باد ار گذاری عنان

💡 بر روی هم هر آنچه گذاری وبال توست جز دست اختیار که بر هم نهاده‌ای

💡 ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی

💡 اگر بر تخت زرّین شب گذاری ز بس سستی تو گویی جان نداری

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز