لغت نامه دهخدا
پل کاروان. [ پ ُل ِ کارْ / رَ ] ( اِخ ) نام موضعی در حوالی بلخ. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 568 ).
پل کاروان. [ پ ُل ِ کارْ / رَ ] ( اِخ ) نام موضعی در حوالی بلخ. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 568 ).
نام موضعی در حوالی بلخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در هفته آخر مارس، تلفات هگانا بسیار سنگین بود: آنها سه کاروان بزرگ، بیش از ۱۰۰ سرباز و ناوگان خودروهای زرهی خود را از دست دادند.
💡 به غیر از ناله محمل که بیفریادرس باشد چه میآید ز دستش گر جرس از کاروان رنجد
💡 ز خونریز اسیران نیست پروا چشم مستش را که رحمی نیست رهزن را به جای کاروان هرگز
💡 داغ عمر رفته افسردن نمی داند که چیست آتش این کاروان مردن نمی داند که چیست
💡 طبق نوشتهٔ اقتداری در کاروان عمر، یک سال بعد از تشکیل سازمان جلب سیاحان، در سال ۱۳۴۳، اقتداری به عضویت در این سازمان دعوت شد.